X
تبلیغات
رایتل
تمسخر

می خوای اب بخوری باید پاشی بری یه لیوان بردای(اگه میخوای متشخص باشی)بعد از آب پرش کنی بعد لیوان رو ببری سمت دهان مبارک بعد درست جاش بدی بعد لیوان رو حرکت بدی(طوری که خفه نشی)بعد آب بره تو دهنت بعد ...خلاصه کلی مکافات داری وقتی می خوای یک لیوان آب بخوری ولی از بس تکرار کردی خودت فراموش کردی که چه زجری می کشی برای خوردن یک لیوان آب!
حالا تو موجودی که برای یه اب خوردن ساده این همه مکافات داره می خوای بیای دنیا رو بسازی که چی بشه که اونم اسیر مکافات خودت کنی؟!

واقعا خنده داره تویی که نمی تونی بر احساسات خودت چیره بشی اومدی می خوای دیگران رو کنترل کنی؟!یادت میاد وقتی بابت مرد چه گریه ای می کردی؟یادت میاد وقتی دانشگاه قبول شدی چقدر خوشحال بودی ولی هیچ کدام از اینا نه گریه ات نه خوشحالیت برات نموند و تموم شد

تویی که داری تو لحظه زندگی می کنی و کنترل افکار و خودت رو نداری که همه جا و همه کس رو نشانه میره.یک وقت فکرت میگه تو نوکری یه وقت می گه نه ارباب یه موقع هایی هم ادعای خدایی میکنه این چه وضعشه؟!یه وقت می گی زمین صاف یه مدت دیگه می گی گرد یه وقت می گی ذراتی هست که انرژی(مثلا خورشید)رو به ما می سونه بعد یکی دیگه میگه نه اینطور نیست انرژی همینطوری به ما میرسه!! حالا تو با این فکرت که ثبات نداره می خوای ناجی دنیا بشی؟

تویی که مرگ و زندگیت دست خودت نیست می خوای جلوی مرگ و میر دیگران رو بگیری می خوای به دیگران کمک کنی؟!

 

بهتره اول بری یه فکری به حال خوردن و نوشیدن و خوابیدنت بکنی مثلا هر وقت گشنه ات شد سیر بشی بدون مکافات و جزر و اینا بعدم بری یه فکری واسه اون احساساتت بکنی که هی نخندی یا گریه نکنی و اینا البته می بینم که داری در بعضی موارد تمرین می کنی ولی بازم احساساتت سر جاش یه خورده بیشتر تمرین کن شاید فتح البابی شد وقتی این مشکلات رو حل کردی تازه میرسی به مشکل اصلیه که همون فکرت یا افکارت ,عقلت یا منطقت که اصلا ثبات نداره و باید روش کار کنی

P align=center>